محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

348

مخزن الأدوية ( ط . ج )

و به يونانى اقونيطن . در ماهيت آن اختلاف بسيار است بعضى مازريون سياه و بعضى اسقيل و امين الدوله گل سير صحرايى دانسته و مؤلف ما لا يسع و صاحب تذكره گويند كه آن گياهى است غير مازريون ساق آن به قدر شبرى و برگ آن شبيه به برگ قثاء و از آن كوچك‌تر و با خشونت و از سه عدد تا چهار عدد زياده نمىشود و بيخ آن شبيه به عقرب و براق درخشنده مانند شيشه . طبيعت آن : در چهارم سرد و خشك . افعال و خواص آن : از سموم قتاله است و در سباع سريع التأثير خصوصاً گرگ لهذا آن را خانق النمر نامند . * الخواص * چون عقرب نزديك آن رود و يا آن را نزديك عقرب آورند هلاك مىگردد و در اطليه رادع اورام حاره و مسكن درد چشم و مسقط دانه بواسير و نيم درهم آن كشنده به سدر و خناق و تشنج و بسته شدن زبان و سياهى رنگ بدن و علاج و ترياق آن كمافيطوس با شراب صعتر و يا سداب و يا فراسيون و يا افسنتين و يا جرجير و يا قيصوم و يا آشاميدن ماء الرماد با شراب است و قى و حقنه فرمودن . فصل الخاء مع الباء الموحده خبّازى به ضم اول و فتح باى موحده مشدده و الف و كسر زاى معجمه و يا به فارسى نان كلاغ و پنيرك و خيرو و به تركى ابم كماجى و در مازندران گياه آن را نحيلك و به شيرازى خطمى كوچك نامند . ماهيت آن : مولانا نفيس گفته كه سه نوع مىباشد يكى بستانى و آن مخصوص به اسم ملوخيا و ملوكيه است و ديگر برّى و آن دو نوع است يكى عظيم و آن مخصوص به اسم خطمى است و دويّم صغير و آن مخصوص به اسم خباز است و به فارسى خيرو نامند و از مطلق آن مراد نوع صغير برّى است كه برگ آن مستدير و بىمزه و اندك خشن خصوص پشت برگ آن و گل آن كوچك و سرخ مايل به بنفشى و تخم آن مدور اندك پهن و در وسط آن تقعيرى و رنگ تخم بعض نوع سفيد و بعضى مايل به سياهى و نبات آن كوچك‌تر از خطمى و لعاب پوست بيخ و پوست ساق آن بسيار كمتر از خطمى و در ترى و نازكى اندك لعابىدار و چون خشك و كهنه شود بالكل بر طرف مىگردد و منبت آن زمينهاى نمناك و در خريف و در بعضى بلاد در اول بهار مىرويد و خودرو و مزروع هر دو مىباشد و خريفى تا بهار و ربيعى تا تابستان مىماند و يك نوع ديگر نيز ديده شده كه برگ‌هاى آن ريزه و نرم و گل آن كوچك كه در بهار مىرويد و تا تابستان مىماند و نبات اين بسيار بلند نمىشود بلكه بعضى اندك بر زمين مفروش مىباشد و برگ كل اينها همه سواى خطمى بلند و سرخ مايل به بنفشى و كرنايى شكل و بعضى كوچك و گل خطمى بزرگ و مدور و پهن و بعضى سرخ و بعضى سفيد و زرد نيز مىباشد چنانچه ان شاء الله تعالى مذكور خواهد شد . طبيعت آن : در اول سرد و تر گويند در دويّم و بعضى معتدل در برودت و حرارت و بعضى برّى آن را مايل به حرارت دانسته‌اند . افعال و خواص آن : با بورقيت و قوّت متضاده و معتدل الهضم و ملين طبع و منضج و رادع و مفتح سده كبد و مدر بول و زياده كننده شير . * العين * ضماد برگ آن كه در دهن مضغ نموده باشند با نمك جهت تنقيه نواصير چشم و بىنمك جهت التيام آن * جبر الكسر و الاورام و السموم و حرق النار * ضماد ساييده آن جهت شكستگى اعضا و تحليل اورام حاره و گزيدن زنبور و مگس عسل و با زيت و با روغن گل جهت سوختگى آتش و باد سرخ و گزيدگى عقرب و ضماد خشك آن با بول جهت قروح سر و رفع نخاله . * الصدر و المعده و الكبد و آلات البول و السموم * آشاميدن نيم رطل طبيخ شاخ آن با شكر جهت سرفه و بحت الصوت و رفع خشونت آن كه حادث از حرارت و يبوست باشند و درد سپرز و يرقان و جرب و قرحه مثانه و حرقت بول و تفتيح سدد و ضماد طبيخ بيخ و برگ آن جهت ادويه قتاله و رتيلا و درد گرده نافع . * الرحم * جلوس در طبيخ برگ آن جهت صلابت رحم و تليين اورام مقعده و چون برگ تازه آن را ساييده و با كره تازه گاوى بر بدن بمالند هيچ گزنده او را نگزد و برگ تازه نورسته كوچك نازك آن را پخته مىخورند و بهترين استعمال آن در مأكول طبيخ آن با لحوم طيور است و مرخى معده ضعيفه و مضر امزجه بارده رطبه ، مصلح آن در محرورين ترشيها و در مبرودين فلافلى و معجون كمونى . مقدار شربت : از آب آن تا پنجاه درم . و تخم آن سرد و تر و كثير اللعاب و مزلق و مغرى و ملين بطن و جهت سرفه گرم و خشك و گرفتگى آواز و رفع نزله و تقويت امعا و سحج و قرحه گرده و مثانه و دفع لذع ادويه حاره حاده و دفع گزيدن زنبور و رتيلا و با تخم حندقوقاى برّى بالسويه جهت درد مثانه و حقنه آن جهت رفع سوزش امعا و رحم و مقعده و با عسل جهت درد جگر . * الاورام و الاوجاع * ضماد آن به تنهايى و يا با جو مقشر جهت اورام حاره و اوجاع و اورام صلبه حاره و ضماد تخم و برگ آن جهت گزيدگى زنبور نافع . مضر معده ضعيف ، مصلح آن ربوب فواكه . مقدار شربت آن : تا پنج درهم بدل آن : تخم خطمى .